|
به نام خدایی که در این نزدیکیست
|
سخنان بزرگان
1. انسان فرزند کار و زحمت خویش است.داروین
2. برای کوبیدن یک حقیقت ، خوب به آن حمله مکن ، بد از آن دفاع کن . علی شریعتی
3. چون دل راست اندیش و زبان راستگو باشد در کاستی و نادرستی بسته می شود .بزرگمهر
4. پیروزی آن نیست که هرگز زمین نخوری، آنست که بعد از هر زمین خوردنی برخیزی.مهاتما گاندی
5. رنجدیده ! اگر بکوشی تا چیزی از مال خویش را به مردم بذل کنی بی تردید رستگاری .جبران خلیل جبران
6. ساموئل بکت : زندگی مجموعه ای از شکستها و پیروزیها است و موفق آن است که پیروزیهایش بیشتر باشد.
7. لاپلاس : هیچ کس نیست که از زندگی خودش راضی باشد و در ضمن هیچ کس هم نیست که بتواند از زندگی دل بکند.
8. هنریخ پستالوزی : زندگی کن آنطور که می خواهی ، ولی بمیر آنطور که خدا می خواهد.
9. ادوارد مانه: به زندگی دیگران حسرت مخور ، چون دیگران هم به زندگی تو حسرت می خورند.
10. آبراهام لینکتن : زندگی را آسان بگیر چون روزگار به اندازه کافی به تو سختی خواهد داد.
11. اشپنگلر : آن که قدر زمان را نداند ، پشیمان ترین افراد است.
12. راسین : زمان خواب شیرینی است که بیداری تلخی در پایان دارد.
13. آن که خشم بر او چیره نشود و بر گنهکار سخت نگیرد از گزند در امان است . بزرگمهر
14. دوست واقعی کسی است که دستهای تو را بگیرد ولی قلب ترا لمس کند . گابريل گارسيا مارکز
15. خسروی بزرگتر ، بندگی بیشتر می خواهد . فردوسی خردمند
16. نگارنده و سخنگویی که دیگران را کوچک و خوار می نامد ، خود چیزی برای نمایش و بروز ندارد . اُرد بزرگ
17. زندگی مانند نقش و نگارهای قالی ایرانی است که زیبا هست ولی درک معنای آن مشکل است . آلدوس هاکلی
18. برای کسب خرد ، سختی را بر خود هموار کن . اُرد بزرگ
19. آنگاه که همه نيک سخن می گويند، پليد انديشی عين خرد است . آلفرد مارشال
20. کژی و ناراستی ، شکاف و رخنه گاه اندیشه اهریمن خواهد شد . اُرد بزرگ
21. از مردم دور باش و تنها زندگی کن ، نه به کسی ظلم کن و نه بگذار کسی به تو ظلم کند . ابوالعلامعری
22. تمنای واپسین آدمی ، شناور شدن در بسامدهای گیتی است . اُرد بزرگ
23. پرسیدم دوست بهتر است یا برادر ؟ گفت دوست برادری است که انسان مطابق میل خود انتخاب می کند . امیل فاگو
24. کسی که درد روشنگری و بازگویی تجربه را ندارد خود نیز زمانی برای بهره از آن را نخواهد یافت . اُرد بزرگ
25. کسی که بر جایگاه خویش منم زد بخت از وی روی بر خواهد تافت . فردوسی خردمند
26. تبار بی ریش سفید ، همچون خانه بی سقف است . اُرد بزرگ
27. دانش پزشکی در عرض چند سال گذشته چنان پیشرفت حیرت انگیزی کرده است که امروز برای یک پزشک غیر ممکن است در بیمار خود عضو سالم پیدا کند . اریل وینسون
28. آدمی با کینه ، زندگی را بر دوستان نیز تنگ می کند . اُرد بزرگ
29. جفتت اگر پرید برای پریدن عجله نکن . اُرد بزرگ
30. سعادت دیگران بخش مهمی از خوشبختی ماست . ارنست رنان
31. خودخواه ، تجربه سخت تنهایی را ، پیش رو دارد . ارد بزرگ
32. جرم اين است که ندانيم زندگی خيلی ساده تر از اينهاست که ما فکر مي کنيم . فردریش نیچه
33. شما بدون تسلط بر خود نمی توانید فاتح دیگران باشید. کیم وو چونگ
34. انسان اگر ناخوش باشد و كار كند بهتر از اين است كه سلامت باشد و بيكار بنشيند . كازوبون
35. انسان با استقامت قدرت و نفوذ تعقل واستدلال ميتواند حتي بر وبا و طا عون غلبه كند . ناپلئون بناپارت
36. بن و ریشه هستی مانند گردونه ای دوار است که همه چیز را گرد رسم کرده است
37. برسان : گردش روزها ، چرخش اختران و ستارگان ، چرخش آب بر روی زمین ، زایش و مرگ ، نیکی و بدی ، گردش خون در بدن ، حرکت اتم و … اُرد بزرگ
38. به گرسنگی مردن بهتر که نان فرو مایگان خوردن . سعدی
39. دشمن چون از همه حیلتی فرو ماند سلسلۀ دوستی بجنباند . پس آنگه به دوستی کارها کند که هیچ دشمنی نتواند . سعدی
40. یک آموزگار خام می تواند مدتها شاگردان خویش را سرگردان کند . اُرد بزرگ
کهکشان مجموعه ایست از ستارگان، غبار و گاز که توسط گرانش در کنار یکدیگر قرار گرفته اند. منظومه شمسی ما در کهکشانی به نام راه شیری قرار گرفته است. دانشمندان تخمین می زنند که بیش از 100 بیلیون کهکشان در فضای مرئی کائنات پراکنده شده اند. ستاره شناسان به کمک تلسکوپ از میلیونها کهکشان تصویر گرفته اند. دورترین کهکشانهایی که تا کنون عکس آنها تهیه شده است، در فاصله 10 تا 13 بیلیون سال نوری از ما قرار گرفته اند. قطر کهکشانها از چند هزار تا نیم میلیون سال نوریست. کهکشانهای کوچکتر کمتر از یک بیلیون ستاره دارند اما کهکشانهای بزرگ دارای بیش از یک تریلیون ستاره هستند. قطر کهکشان راه شیری حدود 100.000 هزار سال نوریست. منظومه شمسی در فاصله 25.000 سال نوری از مرکز کهکشان قرار گرفته است. حدود 100 بیلیون ستاره در این کهکشان وجود دارد. تنها 3 کهکشان خارج از منظومه شمسی، از روی زمین با چشم غیر مسلح قابل رویت است. مردم نیمکره شمالی می توانند کهکشان آندرومدا که 2 میلیون سال نوری دورتر از ما قرار دارد را ببینند و مردم نیمکره جنوبی ابر ماژلانی بزرگ در فاصله 160.000 سال نوری و ابر ماژلانی کوچک در فاصله 180.000 سال نوری را می بینند.
خوشه های کهکشانی
کهکشانها به طور نامنظم در فضا توزیع شده اند. بعضی از آنها هیچ همسایه ای ندارند و بعضی به صورت جفت بوده و حول یکدیگر در گردشند. البته بیشتر آنها در گروه هایی به نام خوشه تجمع کرده اند. یک خوشه ممکن است از ده ها تا چندین هزار کهکشان را در بر گیرد. یک خوشه می تواند قطری به بزرگی 10 میلیون سال نوری داشته باشد.
خوشه ها نیز به نوبه خود در گروه هایی قرار گرفته اند که ابر خوشه نامیده می شوند. در مقیاس بزرگ همه کهشکشانها در شبکه ای از رشته های میله ای کهکشانی که با یکدیگر در ارتباطند، قرار گرفته اند. فضای اطراف آنها را فضایی نسبتا خالی پر کرده است. یکی از بزرگترین ساختارهای کهکشانی که تا به حال نقشه برداری شده است، دیوار بزرگ نام دارد. این ساختار بیش از 500 میلیون سال نوری طول و 200 میلیون سال نوری عرض دارد.
شکل کهکشانها
ستاره شناسان بیشتر کهکشانها را بر اساس شکل آنها در دو دسته مارپیچ و بیضی طبقه بندی می کنند. کهکشان مارپیچ ظاهری مانند دیسک با مرکزی متورم دارد. این دیسک شبیه به فرفره، بازوهای مارپیچ درخشانی دارد که از مرکز آن بیرون زده اند. راه شیری یک کهکشان مارپیچ است. همه کهکشانهای مارپیچ مانند فرفره در گردشند اما با سرعت کم. برای مثال راه شیری یک دور گردش کامل خود را در مدت 250 میلیون سال انجام می دهد.
در کهکشانهای مارپیچی ستاره های جدید دائما در حال به وجود آمدن از دل گاز و غبار میباشند. گروه های کوچک ستارگان که خوشه های محلی نامیده می شوند اغلب پیرامون کهکشانهای مارپیچ قرار دارند. یک خوشه محلی معمولی حدود 1 میلیون ستاره دارد.
اشکال کهکشانهای بیضی از کره کامل تا بیضی های مسطح متفاوت است. در مرکز اینگونه کهکشانها نور بسیار شدید است اما تدریجا به سمت لبه ها از شدت آن کاسته می شود. تا آنجا که ستاره شناسان تشخیص داده اند، کهکشانهای بیضی شکل با سرعت بسیار کمتر از کهکشانهای مارپیچ در گردشند و یا اصلا حرکت نمی کنند. به نظر می رسد ستارگان درون این کهکشانها در مدار های تصادفی در گردشند. ظرفیت گاز و غبار این نوع کهکشانها کمتر از کهکشانهای مارپیچ است، بنابراین ستارگان کمتری در آنها متولد می شوند.
کهکشانهای نوع سوم، اشکال بی قاعده ای دارند. بعضی از آنها بیشتر شامل ستارگان آبی و گازهای پف کرده اند اما غبار کمی دارند. ابرهای ماژلانی جز این گروه از کهکشانها هستند. بعضی دیگر از این کهکشانها بیشتر شامل ستارگان جوان نورانی در میان گاز و غبارند.
کهکشانها نسبت به یکدیگر در حرکتند و دو کهکشان به طور محلی به قدری به یکدیگر نزدیک می شوند که نیروهای گرانشی آنها باعث تغییر شکلشان می شود. کهکشانها حتی می توانند با هم برخورد کنند.
اگر دو کهکشان با سرعت زیاد با هم برخورد کنند، بدون اثر یا با تاثیرات اندک از یکدیگر عبور می کنند. اما اگر دو کهکشان با سرعت کم با یکدیگر برخورد نمایند، ممکن است با یکدیگر متحد شده و کهکشانی بزرگتر از دو کهکشان قبل ایجاد کنند. نتیجه این اتحاد می تواند میله ای مارپیچی از ستارگان را که تا 100.000 سال نوری در فضا امتداد دارند به وجود آورد.
انتشارات کهکشانی
همه کهکشانها انرژی را به صورت امواج مرئی و دیگر امواج الکترومغناطیس، منتشر می کنند. به ترتیب کاهش طول موج (فاصله دو تاج متوالی موج)، این پرتوها عبارتند از، امواج رادیویی، امواج فروسرخ، نور مرئی، پرتوی فرابنفش، اشعه ایکس و پرتوی گاما. همه این امواج در کنار یکدیگر طیف الکترومغناطیس را ایجاد می کنند.
منابع زیادی از انرژی در کهکشانها نهفته است. مقدار زیادی از آن مربوط به گرمای ستارگان و ابرهای گاز و غبار یا سحابی ها می باشد. تعدادی از پدیده های مهیب کهکشانی نیز مقادیر بسیار زیادی انرژی آزاد می کنند. این پدیده ها دو نوع انفجار ستاره ای را در بر می گیرند. اول) انفجارهای نواختر، که در آنها یکی از دو ستارهء ساختارهای دوتایی، به فضا گاز و غبار پرتاب می نماید. دوم) انفجارهای ابر نو اختر، که در آنها یک ستاره متلاشی شده و سپس بیشتر مواد خود را به فضا پرتاب می کند. یک ابر نواختر ممکن است که از خود جرمی فشرده و نامرئی به نام سیاهچاله بر جای گذارد. سیاهچاله آنچنان نیروی گرانش قدرتمندی دارد که هیچ چیز حتی نور نیز نمی تواند از آن عبور کند. ابر نواختر همچنین ممکن است که از خود یک ستاره نوترونی بر جای گذارد. این نوع ستاره آکنده از ذرات نوترون است. به طور طبیعی این ذرات فقط در هسته اتمها وجود دارند. برخی ابر نواختر ها نیز چیزی از خود باقی نمی گذارند.
شدت پرتوهایی که از یک ستاره در طول موجهای متفاوت منتشر می شود، به دمای سطح ستاره وابسته است. برای مثال خورشید که دمای سطحی معادل 5500 K دارد، بیشتر انرژی خود را در طیف نور مرئی گسیل می کند. به این نوع انتشار انرژی، پرتوی حرارتی می گویند.
درصد کمی از کهکشانها که کهکشانهای فعال نامیده می شوند، مقادیر بسیار بسیار زیادی انرژی منتشر می نمایند. منبع این انرژی پدیده هایی است که در اجرام مرکزی این کهکشانها ایجاد می شود. توزیع این طول موجهای منتشر شده با ستارگان معمولی فرق می کند. به این نوع انتشار، پرتوی غیر حرارتی می گویند. قدرتمندترین منابع انتشار این تابش، اجرامی به نام کوازار می باشند. کوازارها مقادیر شگرفی امواج رادیویی، فروسرخ، فرابنفش، ایکس ری و گاما منتشر می کنند. برخی از کوازارها، که در تصاویر شبیه به ستارگانند، 1000 برابر کل کهکشان راه شیری انرژی تولید می کنند. کوازار مخفف عبارتی به معنای شبه ستاره ای (quasi-stellar) است. دراصل به معنای منبع رادیویی شبه ستاره ای می باشد. این نام در پی این حقیقت به این اجرام اطلاق گردید که نخستین بار این اجرام به واسطه انتشار امواج رادیویی شناخته شدند و بسیار شبیه ستارگان به نظر می رسیدند.
نوعی کهکشان مارپیچی به نام سیفرت (Seyfert) وجود دارد. این نوع کهکشان مقادیر زیادی پرتوی فرو سرخ، امواج رادیویی و اشعه ایکس منتشر می کند. این نوع کهکشانها به یاد ستاره شناس آمریکایی، کارل سیفرت (Carl K. Seyfert)، نامگذاری شده اند. وی موفق شد برای نخستین بار در سال 1943، این نوع کهکشانها را کشف نماید.
برخی از کهکشانهای فعال، فواره ها و حبابهایی از ذرات باردار الکتریکی منتشر می کنند. این ذرات شامل پروتونها و پوزیترونها با بار الکتریکی مثبت و الکترونها با بار الکتریکی منفی هستند. الکترون و پروتون ذرات تشکیل دهنده ماده می باشند اما پوزیترونها ذرات ضد ماده ها هستند. آنها ذرات ضد الکترون می باشند و جرمی معادل جرم الکترون دارند.
اینطور تصور می شود که شدت فعالیتهای کهکشانهای فعال به دلیل وجود سیاهچاله ای عظیم در مرکز کهکشان باشد. این سیاهچاله می تواند یک بیلیون بار سنگینتر از خورشید باشد. از آنجا که این سیاهچاله بسیار پر جرم و فشرده است، نیروی گرانش آن برای بلعیدن ستارگان اطراف قدرت لازم را دارد. گاز و غباری که به این صورت وارد سیاهچاله می شود، جرم دیسک موادی را که به دور سیاهچاله در گردش است، بیشتر می کند. در همین حال موادی که در گوشه درونی این دیسک قرار گرفته اند وارد سیاهچاله می شوند. ماده ضمن سقوط، انرژی خود را از دست می دهد.این انرژی به شکل دسته پرتوهایی به بیرون از کهکشان پرتاب می شوند.
راه شیری یک کهکشان فعال نیست اما یک منبع بسیار قوی تابشی در مرکز خود دارد. دلیل انتشار این تابش ممکن است سیاهچاله ای باشد که جرم آن یک میلیون برابر جرم خورشید است.
منشا کهکشانها
دو نوع تئوری اصلی در مورد منشاء کهکشانها مفروض است. سرآغاز هر دو نوع تئوری انفجار بزرگ است. انفجاری که 10 تا 20 بیلیون سال پیش رخ داد و سرآغاز جهان شد. اندکی پس ازآن انفجار، مقادیری از گاز به یکدیگر پیوستند. سپس گرانش به آرامی آنها را به کهکشانها تبدیل نمود.
تفاوت این دو تئوری در بیان نحوه رشد کهکشانها است. تئوری نوع اول بر این اساس است که ابتدا اجرام کوچک شکل گرفتند و از پیوستن این اجرام کهکشانها به وجود آمدند. بر اساس تئوری نوع دوم نخست کهکشانها و خوشه های کهکشانی به وجود آمده اند. سپس ستارگان و اجرام کوچک در دل این کهکشانها پدیدار شدند. با اینحال همه تئوریهای مربوط به تشکیل کهکشانها پس از انفجار بزرگ به این نتیجه رسیده اند که پس از شکل گیری نخستین کهکشانها، این روند متوقف شده و هیچ کهکشان جدیدی به وجود نیامده است یا دست کم تعداد بسیار اندکی کهکشان جدید ایجاد شده است.
ستاره شناسان مدارکی به دست آورده اند که شرایط پیش از تشکیل کهکشانها را بیان می کند. در سال 1965، دو فیزیکدان آمریکایی آرنو پنزیاس (Arno Penzias) و روبرت ویلسون (Robert Wilson)، امواج رادیویی ضعیفی را در آسمان شناسایی کردند. بر اساس تئوری انفجار بزرگ، این امواج، تشعشعات باقیمانده از انفجار بزرگ می باشند. ابتدا چنین به نظر می رسید که قدرت این امواج از هر سوی یک اندازه است. تا اینکه در سال 1992، ماهواره ای به نام کاوشگر گذشته کائنات (COBE) تفاوتهای بسیار اندکی را در قدرت این امواج کشف کرد. این تفاوت از تفاوت چگالی مواد پس از انفجار بزرگ ناشی می شود. در قسمتهایی از فضا که چگالی بیشتر بود، نیروی گرانشی قویتری به وجود آمد. در نتیجه انبوه مواد در این مناطق شکل گرفته و با افزایش تراکم مواد، کهکشانها پدیدار شدند.
بیشتر مشاهدات ستاره شناسی به منظور تائید تئوری انفجار بزرگ صورت گرفته اند. بر اساس این تئوریها جهان همچنان در حال گسترش است. دو نوع از مشاهدات به شدت، این امر یعنی گسترش جهان را تائید می کنند. این مشاهدات ثابت می کنند که همه کهکشانها در حال دور شدن از یکدیگر هستند. علاوه بر آن، کهکشانهای دورتر از کهکشان راه شیری با سرعت بیشتری در حال دور شدن می باشند. این ارتباط مابین فاصله و سرعت کهکشانها به نام قانون هابل شناخته می شود. ادوین هابل (Edwin P. Hubble)، ستاره شناس آمریکایی، در سال 1929 این ارتباط را کشف و گزارش نمود.
ستاره شناسان سرعت حرکت کهکشانها را به کمک شیوه انتقال به سرخ (redshift) تخمین می زنند. انتقال به سرخ نوعی اندازه گیری امواج الکترومغناطیس می باشد که توسط جرمی در فضا منتشر می شود. با تجزیه نور کهکشانها، طیف آنها به دست می آید. در طیف یک کهکشان تعدادی خطوط تیره وجود دارد که بیانگر دما، چگالی و ترکیبات شیمیایی می باشند. چنانچه کهکشانی در حال دور شدن از ما باشد، این خطوط به انتهای طیف یعنی به سمت رنگ قرمز متمایل می شوند. هرچه این تمایل و انتقال به سمت رنگ قرمز در طیف بیشتر باشد، سرعت دور شدن کهکشان مورد نظر از ما بیشتر است.
دانشمندان با بررسی درخشش یک کهکشان و یا بررسی مقدار درخشش اجرام خاصی مانند ستارگان متغیر و ابر نواخترها در آن، فاصله بین کهکشانها را تخمین می زنند.
تکامل کهکشانهای مارپیچ
ستاره شناسان نمی توانند به درستی بفهمند که مارپیچهای کهکشانی چگونه تکامل یافته و هنوز وجود دارند. معما زمانی آشکار می شود که درباره چرخش این کهکشانها فکر کنیم. چرخش این کهکشانها بسیار شبیه به خامه روی سطح فنجان قهوه است. بخش مرکزی کهکشان تقریبا مانند یک چرخ، می چرخد و بازوها به دنبال آن. یک بازوی مارپیچ در حال گردش حول مرکز را تصورکنید که در هر 250میلیون سال یکبار گردش خود را کامل می کند، مانند بازوهای کهکشان راه شیری. بعد از چند بار گردش، احتمالا ظرف 2 بیلیون سال، این انتظار می رود که عمر بازوی مارپیچ به پایان رسیده و شکل خود را از دست بدهد. اما تقریبا همه کهکشانهای مارپیچی عمری بیش از 2 بیلیون سال دارند!.
یک راه حل برای این معما ارائه شده و آن این است که تفاوت نیروی گرانش در این نوع از کهکشانها می تواند ستارگان، غبار و گاز موجود را بکشد و یا هل دهد. این فعالیت باعث به وجود آمدن موجهایی می شود که شبیه به امواج صوتی می باشند. از آنجا که کهکشان در حال گردش است این امواج در یک مسیر مارپیچ حرکت می کنند و باعث تراکم چگالی در این مسیرهای مارپیچ می شوند.

منبع:
Brecher, Kenneth. "Galaxy." World Book Online Reference Center. 2005. World Book, Inc.
ترجمه: لنا سجادیفر
داستاني زيبا و تاثير گزار
لباس های کثیف!
زن و مرد جوانی به محله جدیدی اسبابکشی کردند. روز بعد ضمن صرف صبحانه، زن متوجه شد که همسایهاش درحال آویزان کردن رختهای شسته است و گفت: «لباسها چندان تمیز نیست. انگار نمیداند چطور لباس بشوید. احتمالآ باید پودر لباسشویی بهتری بخرد.»
همسرش نگاهی کرد اما چیزی نگفت.
هربار که زن همسایه لباسهای شستهاش را برای خشک شدن آویزان میکرد زن جوان همان حرف را تکرار میکرد تا اینکه حدود یک ماه بعد، روزی از دیدن لباسهای تمیز روی بند رخت تعجب کرد و به همسرش گفت: «یاد گرفته چطور لباس بشوید. ماندهام که چه کسی درست لباس شستن را یادش داده!»
مرد پاسخ داد: «من امروز صبح زود بیدار شدم و پنجرههایمان را تمیز کردم!»
زندگی هم همین طور است. وقتی که رفتار دیگران را مشاهده میکنیم، آنچه میبینیم به درجه شفافیت پنجرهای که از آن مشغول نگاه کردن هستیم بستگی دارد. قبل از هرگونه انتقادی، بد نیست توجه کنیم به اینکه خود در آن لحظه چه ذهنیتی داریم و از خودمان بپرسیم آیا آمادگی آن را داریم که بهجای قضاوت کردن فردی که میبینیم درپی دیدن جنبههای مثبت او باشیم؟












روز معلم بر همه معلمان ایران زمین مبارک باد

برای فهمیدن ارزش ۱۰ سال از زوج های تازه طلاق گرفته بپرس.
برای فهمیدن ارزش ۴ سال از فارغ التحصیل دانشگاه بپرس.
برای فهمیدن ارزش ۱ سال از دانش آموزی که در امتحان آخر سال رد شده بپرس.
برای فهمیدن ارزش ۹ ماه از مادری که نوزاد مرده بدنیا آورده بپرس.
برای فهمیدن ارزش ۱ ماه از مادری که نوزاد نارس بدنیا آورده بپرس.
برای فهمیدن ارزش ۱ هفته از سر دبیر یک مجله هفتگی بپرس.
برای فهمیدن ارزش ۱ ساعت از عشاقی که در انتظار هم هستند بپرس.
برای فهمیدن ارزش ۱ دقیقه از شخصی که اتوبوس، قطار یا هواپیما را از دست داده بپرس.
برای فهمیدن ارزش ۱ ثانیه از شخص بازمانده از یک تصادف بپرس.
برای فهمیدن ارزش ۰۱/ ثانیه از شخصی که در المپیک مدال نقره آورده بپرس.
هر لحظه گنج بزرگی است، گنجتان را مفت از دست ندهید.
تولد دوباره
عمر عقاب از همه پرندگان بیشتر است. عقاب می تواند تا 70 سال زندگی کند. ولی برای اینکه به این عمر برسد باید تصمیم دشواری بگیرد. زمانی که عقاب به سن 40 سالگی می رسد چنگالهای بلند او انعطاف خود را از دست داده و دیگر نمی تواند طعمه نگه دارد.نوک بلندش خمیده و کند می شود.شهبالهای کهنسالش بر اثر کلفت شدن به سینه اش می چسبد و پرواز را برای عقاب مشکل می سازد.
در این هنگام عقاب دو راه درپیش دارد یا اینکه باید بمیرد و یا فرایند دردناکی که 150 روز طول می کشد را تحمل نماید.برای طی کردن این فرایند عقاب باید به فراز کوهی که در آنجا آشیانه دارد پرواز کند.در آنجا عقاب آنقدر نوکش را به سنگ می کوبد تا نوکش از جای کنده شود.پس از آن عقاب باید از شر چنگالهای قدیمی خلاص شود به همین جهت آنقدر چنگالهایش را به سنک می زند تا چنگالهایش نیز از بیخ کنده شود.
حالا عقاب باید صبر کند تا چنگال و نوک جدید بروید.پس از این مرحله عقاب با نوک تیز جدیدش پرهای قدیمی را یکی یکی از بدنش می کند تا پرهای ظریف جای آن را بگیرد.سر انجام پس از 5 ماه عقاب پروازی را که تولد دوباره نام دارد آغاز می نماید و از آن پس30 سال دیگر زندگی می کند.
نکته :
ما بیشتر وقتها برای بقا باید فرایند دگرگونی را آغاز کنیم.گاهی وقتها باید از عادات گذشته چشم بپوشیم و آنها را کنار بگذاریم.تنها زمانی که از بارهای سنگین گذشته آزاد شویم می توانیم در حال زندگی کنیم.
شش کلاه تفکر
دکتر ادوارد دی بونو (EDWARD DE BONO)، بنیانگذار نظریه تفکر جانبی است و این واژه را به صورت رسمی به واژه نامه آکسفورد اضافه کرده است. وی به خاطر ارائه روش قدرتمند شش کلاه تفکر، بسیار مشهور است که درهمین راستا، سمینارهای خلاقیت را بنیان گذاشت.
هدف شش کلاه تفکر ساده تر کردن تفکر به شکلی است که شخص بتواند به جای اینکه بخواهد تلاش کند همه چیز را در آن واحد به کار گیرد، یک روش ساده شده تفکر را به کار برد. شش کلاه تفکر بیشتر شبیه به چاپ رنگی است. به طوری که هر رنگ به صورت جداگانه چاپ می شود لیکن در آخر، همه با هم تشکیل شکل یا متن رنگی واحدی را می دهند.
روش شش کلاه تفکر برای این طراحی شده است تا فکر انسان را از روشهایی که برای بحث و مجادله معمول هستند به یک روش تهیه نقشه اولیه سوق دهد. بدین ترتیب این روش، تفکر را به یک فرایند دومرحله ای تبدیل می کند. اولین مرحله این است که نقشه تهیه شود. دومین مرحله، مرحله انتخاب مسیر بر روی نقشه تهیه شده است. اگر تهیه نقشه به اندازه کافی خوب باشد، بهترین مسیر نمایان خواهد شد و همان طور که قبلاً گفته شد هریک از کلاههای شش گانه تفکر همانند چاپ رنگی، یک نوع روش فکر کردن را بر روی نقشه می آورد.
خصوصیات هر کلاه برای به خاطر سپردن آسان است که ویژگیهای آنها عبارتند از:
تفکر کلاه سفید:
یک رایانه را تصور کنید که واقعیتها و ارقامی که از آن درخواست شده است را به شما می دهد. رایانه یک شیء خنثی و بی طرف است. رایانه هیچ نوع عقیده یا تفسیر و یا توضیحی را پیشنهاد نمی کند. شخص وقتی کلاه سفید بر سر می گذارد باید از کار رایانه پیروی کند.
تفکر کلاه قرمز:
برسر گذاشتن کلاه قرمز به شخص متفکر اجازه می دهد تا بگوید: من درباره موضوع موردنظر چنین احساسی دارم. کلاه قرمز به احساسات و عواطف، به عنوان یک قسمت از تفکر، شکل قانونی می دهد.
تفکر کلاه سیاه:
تفکر کلاه سیاه …مختص قضاوت منفی است. شخصی که دارای تفکر کلاه سیاه است به تمام اشکالات، نواقص و اشتباهات اشاره می کند. او به اینکه چگونه مسئله موردنظر با تجربیات و دانش پذیرفته شده مطابقت ندارد اشاره کرده و نشان می دهد که چرا این مسئله جواب نمی دهد و یا کارا نیست. و همچنین خطرها و ریسکها را نشان می دهد. به طورکلی شخصی که دارای تفکر کلاه سیاه است به نواقص و معایب طرح اشاره دارد.
تفکر کلاه زرد:
تفکر کلاه زرد سازنده و مثبت است. کلاه زرد سمبل نور خورشید، روشنایی و خوش بینی است. تفکر کلاه زرد به عنوان قضاوت مثبت درنظـــــر گرفته می شود. همان طور که تفکر کلاه سیاه به عنوان قضاوت منفی درنظر گرفته می شود. این طرزتفکر طیف مثبت را می پوشاند که تغییرات آن ازمسائل منطقی و عملی در یک سو تا رؤیا و امید در سوی دیگر است. تفکر فوق، به دست آوردن سود را جستجو می کند. این تفکر تلاش می کند تا پشتیبان و توجیهات منطقی برای این سود و ارزش پیدا کند. و برمبنای خوش بینی بنا شده است.
تفکر کلاه سبز:
کلاه سبز برای تفکرخلاق است. شخصی که این کلاه را به سر می گذارد سعی دارد از اصطلاحات مربوط به تفکر خلاق استفاده کند. حالت ایده آل آن است که هم شخصی که فکر و اظهار عقیده می کند و هم شخص گوش کننده این کلاه را بر سر داشته باشند. رنگ سبز سمبل باروری، رشد و ارزش دانه ها است.جستجو برای راهکارها، یکی از جنبه های زیربنایی تفکر کلاه سبز است و این تفکر در راستای کشف ناشناخته ها حرکت می کند.
تفکر کلاه آبی:
کلاه آبی، کلاه کنترل است. شخص دارای کلاه آبی، تفکرات را خود سازمان دهی می کند. تفکر کلاه آبی «تفکر درباره فکرهایی است که نیاز به جستجوی موضوع دارند».
شخصی که کلاه آبی بر سر دارد شبیه به رهبر گروه ارکستر است. این شخص کاربرد سایر کلاهها را تقاضا می کند. او موضوعهایی را تعریف می کند که فکر باید به سوی آن سوق یابد. تفکر فوق مسائل را تعریف می کند و سوالها را شکل می دهد. این تفکر کارهای فکــری که باید تکمیل و انجام شوند را تعیین می کند.

هر روزتان نوروز
نوروزتان پیروز
سال نو مبارک

شب یلدا بر شما مبارک باد


ستارگان،گویهای بزرگ حاوی گازهای داغ و تابنده اند. خصوصیات ستارگان نظیر رنگ، دما، اندازه وتابندگی توسط جرم آن(مقدار ماده موجود در آن) تعیین می شوند. خصوصیات ستارگان بسیار متفاوت می باشند زیرا جرم ستارگان متنوع است. خصوصیات هر ستاره منفرد نیز متغیر است زیرا در چرخه حیاتش دچار تغییرات درونی می شود.
طبقه بندی ستارگان
ستارگان بنا به خصوصیات طیفی شان طبقه بندی می شوند. طیف ستارگان از طریق تجزیه تشعشع آن به عناصری که شدت تشعشع طول موج های مختلف را نشان می دهند، حاصل می شود. با این اطلاعات دما،رنگ و ساختار شیمیایی ستاره استنتاج می شود. هفت نوع طیف اصلی وجود دارد که هر کدام با حرفی از الفباء شناخته می شوند. هر کدام از طیف ها زیر مجموعه هایی دارند که از0 تا90 شماره گذاری شده اند.
درخشندگی ستارگان
درخشندگی ستاره شدت پرتوافکنی آن است. درخشندگی نور مرئی آن براساس قدر اندازه گیری می شود: هر چقدر عدد قدر کمتر باشد، شتاره درخشانتر است. قدر ظاهری درخشندگی جرم سماوی را از دید ناظر زمینی می سنجد: هر چقدر جرم سماوی دورتر باشد، نورش بیشتر سیر می کند، بیشتر پراکنده می شود و کم نور تر به نظر می رسد. قدر مطلق درخشندگی جرم سماوی را در حالتی می سنجد که اگر در فاصله معین 6/32 سال نوری قرار داشت نورش با آن شدت مشاهده می شد.
هنگامی که شبها به آسمان می نگرید، به نظر می آید که ستارگان سوسو می زنند یا درخشندگی شان لحظه به لحظه تغییر می کند. این سوسو زدن از حرکت هوا در جو زمین حاصل میشود. همان گونه که شیشه نور را خم میکند، هوا نور ستاره را می شکند. چون مناطق مختلف هوا با حجم گوناگون حرکت میکنند، نور ستاره به مقادیر مختلف خم می شود. بدین ترتیب قدرت نور ستاره ای که به چشمتان می خورد، تغییر می کند و چنین به نظر می رسد که ستاره سوسو می زند.
عامل تعیین درخشندگی
اصطلاح درخشندگی به پرتوافکنی ستاره با هر طول موجی دلالت می کند. مثلا با افزایش درخشندگی ستاره، ممکن است ستاره، علاوه بر نور مرئی بیشتر، پرتو مادون قرمز و ماوراء بنفش بیشتر ساطع کند، ولی قدر های مطلق و ظاهری، معیار درخشش نور مرئی ستاره اند. اساساً درخشندگی ستاره بر حسب جرم و مرحله چرخه حیات ستاره تعیین می شود. هر چقدر جرم ستاره بیشتر باشد، در مقایسه با ستاره ای با جرم کمتر و در همان مرحله چرخه حیات مترکمتر،داغتر و درخشنده تر است. 2 ستاره با مساحت و دمای سطحی برابر درخشندگی و رنگ یکسان دارند. اگر ستاره ای منبسط شود، دمای سطحش کاهش می یابد. مثلاً زمانی یک ستاره زرد رنگ زنجیره اصلی نظیر خورشید به غول قرمز سردتر، تاریکتر و خیلی بزرگتری تکامل می یابد. اگر چه از سطح معینی از ستاره تاریک شده(مانند یک کیلومتر مربع یا مایل مربع) پرتو کمتری تابیده می شود، درخشندگیش افزایش می یابد، زیرا مساحت کلش افزایش یافته است و پرتوهای بیشتری امکان می یایند ستاره را ترک کنند. این افزایش درخشندگی به معنای آن است که قدرهای ظاهری و مطلق نیز زیاد می شوند.
درخشانترین ستارگان
هیپارخوس(127-146ق.م) ستاره شناس یونان باستان، 20 ستاره از درخشنده ترین ستارگانی را که می توانست ببیند، دارای قدر اول و کم نورترین آنها را دارای قدر ششم توصیف کرد. به آنهایی که در این بین بودند، ارزشهای میانی بخشید. بعد از اختراع تلسکوپ، ستارگان کم نور بیشتری مشاهده شدند و با بهبود قدرت تلسکوپها، تفاوت های فاحشی در درخشندگی ستارگان دارای قدر اول آشکار شد. در قرن هجدهم، نسبت میان قدرها تقریباً 5/2 واحد(یا دقیقتر بگوییم 5118865/2)تعیین شد. یعنی ستاره ای دارای قدر معیین از ستاره ای با یک واحد قدر کمتر، 5/2 برابر درخشنده تر است. سیستم هیپارخوس در توصیف کم نورترین ستارگان مرئی برای چشم غیر مسلح به عنوان قدر ششم حفظ شد. برای مشاهده هر چیزی کم نورتر از ستارگان قدر ششم به تجهیزات ستاره شناسی احتیاج دارید. با نسبت تازه و معیین اندازه گیری قدر، اکنون برخی از ستارگانی که هیپارخوس در گروه قدر اول طبقه بندی کرده بود، دارای قدر صفر یا حتی قدر منفی می باشند. برای آنکه تصویری از ظاهر ستارگان قدر اول در آسمان شبانه داشته باشید، تصور کنید که از فاصله یک کیلومتری(6/0مایلی)به شمعی فروزان می نگرید. شعرای یمانی درخشنده ترین ستاره در آسمان شب، قدر 47/1- دارد و پرفروغترین جرم سماوی در آسمان شبانه، ماه بدر، با قدر 5/12- است. اما در مجموع، فروزانترین ستاره، خورشید با قدر 72/26- است. کم نور ترین ستاره ای که تاکنون با تلسکوپ رصد شده، در صورت فلکی بادبان قرار دارد. این ستاره به تپنده بادبان معروف است و قدرش 26 است.
10 ستاره از درخشنده ترین ستارگان به ترتیب میزان درخشندگی عبارتند از:
|
نام ستاره |
قدر ظاهری |
قدر مطلق |
|
شعرای یمانی |
47/1- |
4/1 |
|
سهیل |
72/0- |
7/4- |
|
رجل قنطورس |
27/0- |
2/4 |
|
سماک رامح(نگهبان شمال( |
06/0- |
2/0- |
|
نسر واقع |
04/0 |
5/1 |
|
عیوق |
05/0 |
6/0- |
|
رجل اجبار |
14/0 |
0/7- |
|
شعرای شامی |
37/0 |
7/2 |
|
منکب الجوزا |
41/0 |
9/5- |
|
آخرالنهر |
51/0 |
2/2- |
رفتند و با تجمع آن
ها توده هاي يخي با بزرگي چند كيلومتر شكل گرفتند،و توده هاي بزرگتر نيز سياره ها را شكل دادند.
پهناي هسته يك ستاره دنباله دار فقط چند كيلومتر مي باشد، اما دنباله آن بسيار طولاني است. ستاره دنباله دار عظيمي كه در سال 1843 ديده شد، داراي دنباله اي بطول 330 ميليون كيلومتر (205 ميليون مايل) بود. چگالي اين دنباله ها حتي از بهترين خلئي كه در شرايط آزمايشگاهي در روي زمين ايجاد شده، كمتر است.
چرا ستاره هاي دنباله دار دنباله دارند؟
دنباله ي يك دنباله دار بارزترين مشخصه آن است. همچنانكه دنباله دار به خورشيد نزديك تر مي شود دم درخشاني در امتداد آن و در جهت مخالف خورشيد گسترش مي يابد. در فاصله اي زياد از خورشيد هسته دنباله دار ها سرد و مواد داخل آن منجمد مي باشند. با نزديك شدن به خورشيد باد هاي شديد خورشيدي قسمتي از هسته را تصعيد مي كنند كه اين مواد كما را تشكيل مي دهند. فعل و انفعالاتي كه باد هاي خورشيدي روي كما انجام مي دهند باعث به وجود آمدن هسته مي شوند. ساختار شيميايي كما مواد تشكيل دهنده دنباله را تعيين مي كند. ممكن است به نظر آيد كه دنباله داري دم ندارد ولي واقعا اين طور نيست بلكه دنباله آن قدر شفاف است كه ديده نمي شودولي دانشمندان با استفاده از فيلتر هاي مخصوص قادر به ديدن آن ها هستند.مثلا دم دنباله دار هيل پاب (1997)به راحتي در نور مرئي ديده مي شد ولي عكس هايي كه با فيلترتهيه شده بودند وجود تعدادي دنباله تشكيل شده از غبار و گاز هاي يونيده را نشان دادند.
انواع دنباله ها:
دو نوع دنباله وجود دارد: غبار و گاز يونيده. يك دم تشكيل شده از غبار محتوي ذراتي به بزرگي ذرات موجود در دود مي باشد.اين نوع دم هنگامي تشكيل مي شود كه يك باد خورشيدي مقداري ماده از كما جدا مي كند. چون اين ذرات بسيار كوچكند با كوچكترين نيرويي جابه جا مي شوند در نتيجه اين دنباله ها معمولا پخش و خميده اند. دنباله هاي گازي وقتي تشكيل مي شوند كه نورخورشيد مقداري از مواد كما را يونيده مي كند و سپس يك باد خورشيدي اين مواد يونيده را از كما دور ميكند. دنباله هاي يوني معمولا كشيده تر و باريك ترند. هر دوي اين دنباله ها ممكن است تا ميليون ها كيلومتر در فضا پراكنده شوند. وقتي كه دنباله دار از خورشيد دور ميشود دم و كما ازبين ميروند و فقط مواد سرد و سخت درون هسته باقي مي مانند.تحقيقات راجع به ستاره دنباله دار هيل پاب وجود نوعي دم را نشان داد كه شبيه دنباله هاي تشكيل شده از غبار بود ولي از سديم خنثي تشكيل شده بود. (همان طور كه گفتيم مواد موجود در هسته نوي كما و دنباله را تعيين مي كنند.
دنباله دار ها از كجا مي آيند؟
دنباله دار ها در دو جا به طور بارز يافت مي شوند : كمر بند كوييپر و ابر اورت. دنباله دار هاي كوتاه مدت معمولا از ناحيه اي به نام كمربند كوييپر مي آيند.اين كمربند فراتر از مدار نپتون قرار گرفته است.اولين جرم متعلق به كمربند كوييپر در سال 1922 كشف شد. اين اجسام معمولا كوچك هستند و اندازه ي آن ها از 10 تا 100 كيلومتر تغيير مي كند. طبق رصد هاي هابل حدود 200 ميليون دنباله دار در اين ناحيه وجود دارد كه گمان مي رود از ابتداي تشكيل منظومه ي شمسي بدون تغيير مانده اند. دنباله دار هاي با تناوب طولاني مدت از ناحيه اي كروي متشكل از اجرام يخ زده به نام ابر اورت سرچشمه مي گيرند.اين اجرام در دورترين قسمت منظومه ي شمسي قرار دارند و از آمونياك منجمد ، متان ، سيانوژن ، يخ آب و صخره تشكيل شده اند.معمولا يك اختلال گرانشي باعث راه يافتن آن ها به داخل منظومه ي شمسي مي شود.
مسير حركت دنباله دارها
مدار سيارات نزديك به دايره است حال آن كه مدار دنباله دار ها به شدت بيضوي است. به علت تاثيرات گرانشي دنباله دار ها در حضيض سريعتر حركت مي كنند تا در اوج. دنباله دار ها از مدت چرخششان يه دور خورشيد طبقه بندي مي شوند: دنباله دار ها با مدت تناوب كوتاه و متوسط-مانند هالي با دوره تناوب 76 سال- بيشتر در بين خورشيد و پلوتون به سر مي برند. اين دنباله دارها ابتدا در كمربند كوييپر هستند ولي نيروي گرانش يكي از سيارات به خصوص مشتري آن ها را نزديك خورشيد مي راند و دوره تناوب آن ها كمتر از 200 سال است. (شوميكر-لوي 9 يكي از اين دنباله دارها بود كه عاقبت در مشتري سقوط كرد). دنباله دار هاي بلند مدت با تناوبي بيش از 200 سال كه بيشتر در ابر اورت هستند. هيل پاب نمونه اي از اين دنباله دار ها است كه تناوبي برابر با4،000 سال دارد.